مرتضى مطهرى
86
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
خوارج وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً . . در شب گذشته عرض شد كه اگر ما آن راهى را كه ائمهء اطهار عليهم السلام در مقابل راههاى ديگران براى ما باز كردهاند برويم ، هم از افراط و تندروىهاى بعضى مصون مىمانيم و هم از تفريط و جمود بعضى ديگر . در روشهاى فقهى مثال زديم به افراطى كه در روش فقهى حنفى وجود دارد كه استدلالات ذهنى ظنّى را پايه قرار مىدهد ، و نيز تفريط و جمودى كه در فقه احمد حنبل وجود دارد . آنچه كه ما بين ايندوست يعنى فقه شافعى و فقه مالكى هم راه معتدلى نيست ، مخلوطى است از جمودى كه در اينجاست و جهالتى كه در ديگرى است . يك جريان ديگر هم هست كه به آن اشاره مىكنم و بعد وارد مطلب ديگر مىشوم ، و آن اينكه در جهان اسلام همان طورى كه در فروع دين مسلكهايى پيدا شد ، در اصول دين هم مسلكهاى زيادى پيدا شد كه در ميان آنها از همه معروفتر دو نحله است : نحلهء اشعرى و نحلهء معتزلى . اتفاقاً اينها هم همان طورند ، يعنى مسلك معتزلى مظهر افراطكارى و نحلهء اشعرى مظهر جمود فوق العاده است .